header_blog.png

اگه گفتی کی کیه؟

دوست آلمانیم، هندی شد
رفیق محجبه ام، هیپی شد
هموطن روستاییم، شهری شد
همشهری تهرانیم، کردی شد

همسایه تکنوباز که عرفانی شد
شد Busy درویش محل بسیار
مجری شد BBC خانم خونه یه شبه تو
شد Henry آقا مهدی شوهرش از اون به بعد

 

امروز یه دختر مانتو تنگ بزک کرده، میره امامزاده صالح که نماز بخونه
امروز یه دختر خیلی ساده، میره درکه که تو کوه جلو همه آواز بخونه
می کنهDread Lock امروز یه پسر اسرائیلی موهای لخت و بورش رو به زور
امروز یه پسر جامائیکایی فرهاشو با ژل و سشوار هم که شده صاف می کنه

می شن Hip Hop وقتی سفیدا با بلوز گشاد و شلوار بگی
وقتشه که سیاها فوکول کراواتی، پرزیدنت و پاپ بشن
غربی ها شرقی شدن
شرقی ها غربی شدن
بومی ها که به زور مدرن و مترقی شدن
مدرنها با مطالعه عصر حجر، به خیالشون بدوی شدن
حالا برق دارا، شمع روشن می کنن
شمع دارا، برق طلب می کنن
حالا که زاغ نشینها ویلا می خوان
ویلا دارا، تو بیابون با چادر کمپ می کنن
وقتی ما ظهرا با چوب اسپاگتی میل می کنیم
چینیها! حلیم بادمجون، با کارد و چنگال نوش جون

در یک کاسه بزرگ، زرد و قرمز و آبی
با سفید و سیاه به مقدار کافی
هم بزنید… هم بزنید… هم بزنید
می رسیم به یک رنگ نازی
قهوه ای، قهوه ای، قهوه ایه آخر این بازی
اما اگه همگی هستیم غازی، اینهمه به راه رفتن کبکی راضی
به قضاوت و ندامت چه نیازی؟؟؟

فوق فوقش که زدی به ریشه، تیشه
فقط بپا که حقیقتت رو تو توهم مفت نبازی


مهر ۸۹

Comments are closed.