header_blog.png

حسادت با جدیت
وحشت با شهوت

نپرس نخون نزن
نکِش نکن نخور
نخواب نه آب نه تاب
نپاش نشاش نباش

تهدیدی تحمیلی
تهدیدی بر مردان
تهدیدی بر زنان
تهدیدی بر همگان

اعتمادی بیگانه
انتظاری بیراهه

تهدیدی بر مردان
زن بیست و هفت-هشت ساله

تهدیدی بر زنان
من بیست و هفت-هشت ساله

تهدیدی، چون تنهایی
بی مردی، رسوایی

ترس از من، تنها زن
چون همراهم نامرئی است
نیست

ترس مرد، از من تنها زن
با خود در جدال که آقا نکند
ببینی
بجذبی
بچسپی
بخندی
بلغزی

ترس زن از من تنها زن
که نکند آقا
ببیند
بجذبد
بچسپد
بخندد
بلغزد

حسادت با جدیت
وحشت با شهوت
بر من، تنها زن، بیست و هفت-هشت ساله بی مرد

من هر چند با وسواس در نزاکت
ولی پرواز در نعمت
هستم
هراسان
از آشکار شدن قلب نهان
ولی همچنان غران
برکاغذ گمارم تمام این جریان

من همچنان تنها، بسته، خسته، پنهان
که نکند ناگهان
سرریز شوند عناصر نهان

گرفته، در بسته
که نکند درزی باز، برای عبور مذاب
از آتشفشان درون، از خواب
بیدار کند
مضطربان نامطمئن را در کنار پریشان حالان ملتهب

روبرو ایستاده ایم
همگی
میدانیم که چقدر نامطمئن هستیم به این یاری

همراهی بی مجال
برای تصحیح جنجال
سوء فهم کج، نفهم
بی اعتمادِِ به نفس و به کس

آشوب آغاز شده از گوشه ها
دوباره به جمعی راه می یابم
مرا میبیند
گیج میشود
هماهمگی نیست میشود

غریضتا نزدیک میشوند
میگرخند
ریز میشوند
هیز میشوند
میترسند
خیز میگیرند
میجهند و میرمند

تنها میشوم

ای زن بیست و هفت-هشت ساله تنها
نکند ببری از این جهان تنها
که تنها تو نیستی این همه تنها
که این همه تنها، تنها نشسته اند و تنها غمشان تنهایی است

ترس از تنهایی است، خالق تنهایی
خالق حسادت با جدیت – وحشت با شهوت
تنهایی است، خالق ترس از تنهایی
میزاید و زاییده میشود

از تنهایی است، حرف از تنهایی
حرف از تنهایی، خود مرور تنهایی است
تکراری است بر تنهایی که
تهدید است

مردت کو؟
تنها نشسته بر کوه؟
یا باید خلقش کنی؟
همراه دارد و باید حذفش کنی؟
یا گناه دارد و باید درکش کنی؟
مردت کدام است؟

بر سر تاقچه، بالای شومینه، خوابیده مردی چوبی
با سبیل کلفت، کلاه شاپو، چشمان بسته
بی حرکت، لابد خسته
روبروی صورت من، آماده برای اینکه ببوسمش
لبانمان روبروی هم است، اما
روح ندارد، باید خلقش کنی
زور ندارد، باید درکش کنی
حضور ندارد، باید حذفش کنی

مردخانه من حضورندارد
باید خلقش کنی
درکش کنی
حذفش کنی

خلقش درکش حذفش
خلقش درکش حذفش
خلقش درکش درکش
درکش درکش درکش
درکش درکش درکت؟

اینبار احترام، ابتکار، انبساط، انعکاس
انتظار؟
در راه است
انعطاف لازم است
اعتماد، اطمینان
ایمان، ایمان

ای زن بیست و هفت-هشت ساله
نشکنی این پیاله
که ایمان ایمان ایمان ایمان

با ایمان خلقش کن
با ایمان درکش کن، تا زنده کند حضورت


۸۷ مرداد

Comments are closed.