header_blog.png

باختم – فراموش

نَه روز و نَه شب
یکدم بازیگوش
رک و راحت          باختم        فراموش

نه کج و نه راست
نه چپ و نه راست
نه پیش و نه پس
کمی جلوتر دیدم خطرش
دادم به باد کردم فراموش

یادم به داد، دادم به فریاد
خوابم از اشک، خیس از کشک
گستره بسته، گرفته در آغوش
شهر خاموش

ما خسته، ما منگ
ما گشنه و ملنگ
سرگشته و مشنگ

حیف از ما جلوی آینه، جفتی زیبا
خواستار و خواهان
همطراز از میزان احساس
هماهنگی بود جاری جاری
از شبهه عاری عاری
در جریان عشق در شریان

هورمن خواهش هورمن بخشش
هورمن هیجان هورمنی بر جان
جوشیده از گوشت، پوست و استخوان
قصه ها طولانی تا فردا شب
پس فردا
شب بعدش و شبهای باقی
آنچه گذشت طولانی
پیچیده در هم عقل و احساس
منطق و هورمن
خواهش و رامش
حرکت و شک
تمام جریان صاف شده با الک
پودرهای باقی، خالی از سنگهای درشت سر سخت
پر از نرمش و انعطاف
قابل حل و قابل کار
قابل استفاده بر دیوار
رنگ میکنند مرزهایم را، خاکهای آفتاب خورده ی جزیره ای در آب و تاب

بس است مرزها را بشکنیم
عشق مرز نمیشناسد
ترشح هورمن با مرز هماهنگی ندارد
میتراووشد هر گاه تراوشش آمد
زمان مرز نمیشناسد و
مکان تجربه خواهش نیایش گشایش و پیدایش
انسان
مرز ندارد
زمین
خطکشی نیست
بیابان
باز است بر حیوان

عاشقی، رهرویی، سالکی، کله خر، مستعد، مصمم، استوار، مطمئن، امیدوار
عزم جزم، کار و بار بر دوش
راه راه راه راه راه راه
میروی تا ببینی و در راه باشی و خرسند و راضی از حرکت به سوی گناهت

عشق مستم کرده، باز کورم
باز ناباور و تنهام

پول رو حذف حذف حذف حذف حذف حذف
از دنیا حذف حذف حذف حذف حذف حذف
مرز رو حذف حذف حذف حذف حذف حذف
از زمین حذف حذف حذف حذف حذف حذف
ملک رو حذف حذف حذف حذف حذف حذف
از ما حذف حذف حذف حذف کن
مالکیت منیت

یاری کن و یاری گیر، یاری به یاری، داری به نداری
اشتراکی مصلحتی، مدینه فاضلتی
قبیله ای انتخابی، اجتماعی اکتسابی
راهی روانی ولی بخوانی و برازی، بنازی و بلاسی
من رو فراموش ولی باهوش باهوش
خووووب گوش فرز چون موش
کار کن کار کن کار کن کار کن کار کن کار کن
پا از گلیم فراتر
خبره این بار در
تشنه از این لب تر کر کر کر کر کر
کار کن کار کن کار کن کار کن کار کن کار کن
پا از گلیم فرا
اسم زمین، زمین نها
باش با آش، لاش مدادتراش که تیز کنی مداد رو باهاش

ما بنگ بنگ بنگ
و بعد
دلینگ دلونگ دنگ دنگ

تلنگری به ترک
هوشیاری با درنگ
ریزش کلنگ
آغازی رویاگون
آوازی سرنگون
بر آسمان و زمین، که بابا این
نه جای ما شد نه جای دین
زمانم ده، کزین هرچه چریدم ریدم اما دیدم
شنیدم، خندیدم، دریده دیدم
لغزیدم اما نترسیدم
استراحتی مضطرب
خفقانی رنگ رنگی
با مانتوهای تنگی
با پوست پلنگی
راه میرن، کنارشون فشنگی
آماده که بنگ بنگ
باقیش
دلینگ دلونگ دنگ دنگ

دون دون دون
دونه های بارون، ببارید آرومتر
آهای مردم، بکاهید از بار خر
حالا که میزایید کمتر
برقصید گرمتر
دون دون دون
دونه های بارون، ببارید آرومتر
کلید رو بزن، خاموش کن
گوش کن که تاریکی ی ی ی ی ی ی

بسته به اینکه که هستی
مستی یا پستی
بسته به اینکه با هستی در چه هستی
بسته به اینکه راستی یا دستی
درنگ جایز نیست
صبر در چیست؟
راه باز است اما دراز است
کار بار آتیش به انبار
بعد هم زار و زار و زار
رنگ و بو ، طعم و رو ، لمس
ماه ستاره خمس
دشت یا تشت، فضا محدود است
ما زیادیم و جا کم
زیادتر میشویم، باقی هم له در غم
ببر، خفاش، نهنگ، پروانه
گرگ، میش، ماش
آدم، رایانه
سرعت بیش از دوان دوانه
سرعت بسی روانه
روانه بازار، کالای گرانه
گردو دوازده هزار
پشم پشم پشم خشم خشم خشم

درنگ جایز نیست
صبر برای چیست؟

پول رو پست کن
مرز رو حذف کن
باقی رو حبس کن
بهش نمک بپاش، با لیمو هضم کن

 


تیر ۱۳۸۷

Comments are closed.