header_blog.png

زمین

بمباران میکنیم این زمین زنده را منفجر میکنیم پوستش را خراش میدهیم گوشتش راشخم میزنیم استخوانش را سوراخ سوراخ میکنیم ………………………….. پیش میرویم
حفاری میکنیم کلیه اش را میفروشیم به کلکسیونرها
دود میدهیم منافذش را ….. بوق میزنیم ….. پخش میکنیم
لیزر و سیگنال اختراع میکنیم هرمونی غریب تزریق میکنیم بهم میزنیم طبیعتش را تلخ میکنیم طبعش را ناسازگار
هم میزنیم و دفع میکنیم مقدار زیادی از ویتامینهای این بدن

آهسته آهسته میمیریم دسته جمعی همگی با این زمین که از آنیم و به آن بازمیگردیم حمله بر آن روان میشویم زودتر در میگذریم و میگذرد از بینمان آهسته آهسته آهسته
و تا آن روز گاه گلبولهای سفیدش به کار میافتند و
زلزله ای، سیلی، گردبادی، گرمایی، آنفلوانزایی، سرمایی، به پا میشود برای دفاع از این بدن
کمی خفه یمان میکند و کم میشویم
تا آرام گیرد با نسخه ای که پیچیده برای خود «هر شبی یک عدد مسکن درد» به زمان این زمین
و هر سال یک فاجعه بر ساکنان زمین

مریض خسته است این بدن … رهایش کن

بمباران عراق، سنگباران زنان در نراق … بمباران، سنگسار زمین

انفجار هیروشیما، تسخیر آفریقا، سوزاندن یهودیها، حذف فلسطینیها … پخت، حذف، انفجار زمین

کشتن افغانها، رستن پوست ما، حبس ریش دارها، ضرب و شتم دیش دارها … حبس، شتم، کشتار ذرات زمین

دادن نفت به گا … استخراج ارواح نیاکان زمین

تکسیر این دین و آن دین … تفریق اقوام زمین

هجوم لشگر انسانها، انتشار هرچه بیشتر کمانها، گانها * … تسریع بدخیم-سرطان زمین

بستن راه ما روان به خیابانها … بستن راه خون در رگهای زمین

کوبیدن زنها، ریدن به همگرا … لگدمال و لجن مال زمین

حذف موسیقی … حذف ضربان زمین

منع رقص … منع تپش موتور بزنگاه زمین

سرکوب راه نو … سرکوب آوای بداهه این بدن برای هماهنگ ماندنش با جهان جدید

کشتن در نطفه‌ ی هر چه انعطاف و همسازیست، هر چه تغییر و به سازیست … قطع دست دراز پرنیاز این زمین، در راه رسیدن به رازی نوین، برای نجات، بقا و یا تولد دوباره اش در این
کُل
که هرچه هست یکجا نمانده و راه میرود


شهریور ۸۸

* گان = Gun

Comments are closed.