header_radio.png

Hasht Band هشت

Hasht Band

گروه *هشت* با آهنگ «میخنده» در جشنواره موسیقی مستقل تهران اونیو با ۲۵۳ امتیاز اول شد، كه از آن ۲۴۶ امتیاز را رأی‌دهندگان به این گروه داده بودند و ۷ امتیاز را كارشناسان.
سال ۱۳۷۸ علی عزیزیان تصمیم گرفت روی همکاریهایی که با موزیسینهای مختلف دارد اسم «گروه» بگذارد، و هشت بدین ترتیب زاده شد. اعضای گروه هیچ وقت ثابت نبود و تا به امروز که علی عزیزیان با کسری ابراهیمی، مزدک صادقی و کیارش علیمی کار می‌کند این امر صادق بوده است.
عزیزیان خواننده، آهنگساز، و نوازنده گیتار ِ ریتم است، در کنار این همه صدا بردار استودیوی *بم آهنگ* نیز هست. مزدک صادقی گیتار می‌زند و دانشجوی معماری است. کیارش علیمی گیتار باس می‌زند، میکسور است و صدابردار. و کسری ابراهیمی نوازنده آشنای درامز است و معمار

مصاحبه ای که با هشت داشتم، یک مصاحبه معمول نبود
در طول چند جلسه ای که با این گروه در تمرینها و ضبطهایشان و در آخر مصاحبه ای ۳ ساعتی، وقت گذراندیم، با هم به بحث و گپ و گفتگو پرداختیم، سر شب آخر شب شد، بحثمان بالا گرفت، از فلسفه، عرفان و هر چه که نمیدانستیم، سخنرانی سر دادیم، با هم موافقت و مخالفت کردیم و به راستی من بعد از آن نیاز به یک سفر و تعطیلات فکری را در خود احساس کردم

اما نتیجه آن شد که نه تنها من بیشتر راجع به همکاری این افراد آموختم بلکه به روش کار خودم نیز بیشتر فکر کردم، آنچه من در من کشف کردم باشد برای زندگی نامه ام… اما آن چیزهای جدیدی که آنها در بین خودشان کشف کردند: این سؤال برای آنها مطرح شد که آیا اصلاً آنها یک گروه‌اند یا فقط به هم در ساختن آهنگهایی کمک می‌کنند. این سؤال، البته، در میان اغلب كسانی كه در حال حاضر موسیقی راك كار می‌كنند، مصداق دارد.
اعضای این گروه از نظر سلیقه رفتاری، نگرشی و موسیقیایی تفاوتهای زیادی باهم دارند و این کنجکاوی پیش آمد که محصول مشترک یک گروه موسیقی با ثفاوت در جهان بینی و سلیقه موسیقیایی، چه میتواند باشد! و چطور با هم همکاری میکنند که در نهایت همگی از حاصل کار راضی باشند! علی عزیزیان و کیارش علیمی از این هشت فعلی دست به تجربه‌های جدیدی با هم زده اند. که نتیجه آن آهنگی به نام «آشغال» شده

و اما جشنواره موسیقی مستقل تهران‌اونیو که شاید برای اعضای هشت بهانه‌ای شد که دور هم ماندن را به جان بخرند؛ از بین ۸۷ موسیقی دریافتی توسط یک گروه گزینش ۱۱ نفری، ۲۰ آهنگ را برای ورود به جشنواره انتخاب کرد

اگر به شعرها و متنهای 87 موسیقی شرکت کننده در این جشنواره دقت کنید، احتمالا بیشترین اشتراکشان را نا امیدی، بی خیالی و تلخ گویی خواهید یافت، که شاید حاکی از روحیه جمعی جوانان فعال در موسیقی و شاید حتی غیر موسیقی است. مثالهای زیر از 87 گروه شرکت کننده است
_ سرنوشت من اینه که تک و تنها بمونم
_ دیگه مردم از این تنهایی
_ آتشی بودم و سوختم
_ مرگ گریزی است از بند اسارت
_ همش تکراره، روز و شب یه چرخشه
_ غبار غم توی دلامون
_ خزون جای بهاره
_ به کوچه بن بست رسیدم
I Have questions no one can Answer _
Looking for answer , looking for hope, looking for help_
Where did I go Wrong?_
و …

کمتر پیش می‌آید که با افراد یا گروهی برخورد کنی که راک، متال یا چیزهایی شبیه به آن کار میکنند و لپهایشان از خوشحالی گل انداخته و از امید به امروز و آینده و لذت لحظه صحبت میکنند؛ افراد هشت هم از این قاعده مستثنی نبودند
آنچه هشت پیش رو میبینند را همراه با آهنگ «تاریکه»، ساخته علی عزیزیان از زبان خودشان بشنوید

Comments are closed.